Posted by: admin Tags: حافظ
این فال رو دیشب گرفتم. این روزها خیلی به هم ریخته ام، برام دعا کنید بتونم تصمیم درست بگیرم واسه زندگی ام.
استغنای عشق :
سينه مالامال درد است ،اي دريغا مرهمي
دل ز تنهايي به جان آمد ،خدا را همدمي
چشم آسايش که دارد از سپهر تيز رو
ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي
زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديدو گفت
صعب روزي ،بوالعجب کاري،پريشان عالمي
سوختم در چاه صبراز بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمي
در طريق عشقبازي امن وآسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي
اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست
رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي
آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست
عالمي ديگر ببايد ساخت وز نو آدمي
خيز تا خاطر به آن ترک سمر قندي دهيم
کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
گريه ي حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
کاندرين دريا نمايد هفت دريا شبنمي
* دوستت دارم حافظ . همیشه فال هات واسه من نامبر وان بوده!
تو به خود نگاه می کنی
آينه سياه می کنی
پرده بر ترانه می کشی
پنجره تباه می کنی
من ، ستاره آه می کشم
دست روی ماه می کشم
نوازشِ نسيم می کنم
روی شب نگاه می کشم
تو، با گلوله و من، با گل
تو، با شليک و من، با آواز
تو، زردِ نفرت، کبودِ کين
من، سرخِ عشق و سبزِ پرواز
کسبِ تو، قتلِ گل و شبنم
اعدامِ باد و نور و دريا
کارِ من کشتِ چراغ و دف
تيمارِ رنگ و رقص و رويا
ميعادگاهِ ما
انسان و آبادی
تاريخِ آينده
ميدانِ آزادی!
(احمد جنتی عطایی)
Posted by: admin Tags: احمدی نژاد, حقه, دروغ, دموکراسی, دیگر هیچ گاه رای نخواهم داد, رای, شناسنامه, فریب, فریب خوردم, من دیگه رای نخواهم داد, مهر
همیشه وقتی سرگذشت کسانی که تو زندگی شون فریب هایی خوردند رو می شنیدم، مثلا فلان کس سند خونه اش رو داده به دوستش تا بره باهاش وام بگیره و بزنه به یک درد زندگی اش ولی رفته خونه شو به 5 نفر فروخته! یا فلان دختر با هزار قول و وعده با فلان پسر ازدواج کرده ولی الان می گه که گول خوردم و فریب خوردن و … . با خودم می گفتم: “اِ مگه میشه گسی به این راحتی فریب بخوره؟ مگه میشه یک کسی به این راحتی فریب بزنه؟ مگه اونی که فریب می ده یکی دیگه رو انسانیت نداره؟ مگه اونی که فریب خورد عقل نداشت؟ فکر نداشت؟ نمی تونست قبلش خوب بشینه فکر کنه؟ ای بابا حقشونه این کسایی که گول می خورند. “.
حالا خودم هم شدم مثل یکی از اون میلیون ها نفری که گول خورده اند از اول خلقت تا به الان. من برای تغییر رفتم رای دادم، برای اینکه برام مهم بود که چه کسی داره کشورمو اداره می کنه، فکر می کردم رئیس جمهور کشورم حداقل 10% قدرت این کشور دستش باشه ولی، نه فهمیدم که اینطوریام نیست، یک کسی دیگه هست که 100% قدرت دستش است. پس یعنی میگی من گول خوردم؟ منم شدم مثل همونی که سند خونه اش رو داد به دوستش … ؟
آره من “فریب خوردم”، مثل شما، مثل 30 میلیون کسی دیگه که رفتن به احمدی نژاد “نه” بگن. “نه” شون “بله” تعبیر شد به نفع احمدی نژاد و نظام! یکی از دوستانم خیلی سعی می کرد که متقاعد کنه همه رو که رای ندن. می دونم که آخرش نتونست و از 100% کسانی که خواست متقاعدشون کنه 98% رفتن رای دادن ولی … . اونها رفتن رای دادن که تغییر ایجاد بشه، اونها رفتن رای دادند که احمدی نژاد نباشه، ولی احمدی نژاد رو که موندوندند! هیچ، رای من و تو رو هم دزدیدند حالا دارند باهاش پُز می دند!
بله من “فریب خوردم”، شناسنامه من به مهر حقه و دروغ ننگین شد و این لکه ننگ تا سالیان سال آزارم خواهم داد. نمی خوام احساسی صحبت کنم مثل خیلی ها که شنبه شب به من زنگ می زدند که “من دیگه رای نخواهم داد”، می خوام بگم که تا زمانی که دموکراسی کامل در کشورم برقرار نباشه و بدونم حق هیچ وقت پایمال نمیشه و همیشه حق به حق دار خواهد رسید حتی اگر به ضرر حاکمان وقت باشه، تا آن زمان “دیگر هیچ گاه رای نخواهم داد”!

حضور سبز
آقای ا.ن. اینها خس و خاشاک هستند؟ یا اونهایی که آورده بودیشون میدون ولی عصر به زور تراول و پول و سیب زمینی و غذا ؟ اتوبوس اتوبوس از دهات و روستاها آورده بودی؟ هر کسی که نگاه می کرد قیافه ها رو می دید می فهمید تهرانی نیستندو تهرانی که چه عرض کنم شهری نیستند. خجالت بکش رای ما رو دزدیدی با ما رای ما پز می دی.