این فال رو دیشب گرفتم. این روزها خیلی به هم ریخته ام، برام دعا کنید بتونم تصمیم درست بگیرم واسه زندگی ام.
استغنای عشق :
سينه مالامال درد است ،اي دريغا مرهمي
دل ز تنهايي به جان آمد ،خدا را همدمي
چشم آسايش که دارد از سپهر تيز رو
ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي
زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديدو گفت
صعب روزي ،بوالعجب کاري،پريشان عالمي
سوختم در چاه صبراز بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمي
در طريق عشقبازي امن وآسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي
اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست
رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي
آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست
عالمي ديگر ببايد ساخت وز نو آدمي
خيز تا خاطر به آن ترک سمر قندي دهيم
کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
گريه ي حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
کاندرين دريا نمايد هفت دريا شبنمي
* دوستت دارم حافظ . همیشه فال هات واسه من نامبر وان بوده!
Tags: حافظ
یک دیدگاه