16
Feb

معمای آلبرت انیشتین

   Posted by: admin   in Uncategorized

ای میلی به دستم رسید از طرف رحمان عزیز. یک معما که توسط آلبرت انیشتن طرح شده و اون مدعی شده که فقط 2% از مردم جهان می تونن جوابشو پیدا کنند. پیچیده اس ولی شدنیه. من امتحان کردم شما هم این کار رو بکنید اگه دوست داشتید.

معما :

طراح این معما آلبرت انیشتین بوده و به گفتهً خودش فقط  %2 از مردم دنیا می توانند این معما را حل کنند . هیچگونه کلک و حقه ای در این معما وجود ندارد و فقط منطق محض می تواند شما را به جواب برساند...

(1) در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد.
(2) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
(3) این 5 صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ، سیگار متفاوت می کشند ، و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.

سوال : کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟

راهنمایی:

۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد..
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

پ ن 1 : اصلا به این فکر نکنید که مثلا فلان ملیت از سگ خوششون میاد و اونها از ماهی و … فقط باید حل بشه.

پ ن 2 : جواب سوال رو که من حل کردم، رو می تونید اینجا ببینید.

پ ن 3 : رحمان عزیز در وبلاگش روش حل این معما رو قرار داده که دوستانی که تمایل دارند می تونند برن و از اینجا ببینند.

This entry was posted on دوشنبه, فوریه 16th, 2009 at 12:01 ق.ظ and is filed under Uncategorized. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.


24 دیدگاه تابحال

حمیدجلالی2
 1 

منتظرم ببینم این دوستای انیشتینت چی میگن<<:

فوریه 16th, 2009 at 7:45 ق.ظ
 2 

بعدا میام جواب میدم. فقط راهنمایی اول رو خوندم..
انقدر کم خوابیدم که حوصله ی خوندن هم ندارم چه برسه فکر کردن :: )
فقط یادمه اینو قبلا دیدم .

شاد باشی فرزند :: )

فوریه 16th, 2009 at 8:56 ق.ظ
ZeUs
 3 

javabeshoo vasat Email mikonam…
mishe marde …Nemigam ke taghalob nasheh

فوریه 16th, 2009 at 5:28 ب.ظ
admin
 4 

Zeus عزیز.
ای میلت رو خوندم و جوابت درست بود.
تبریک.

فوریه 16th, 2009 at 5:31 ب.ظ
 5 

حمید جان راه حلش رو توی وبلاگم گذاشتم. اگه صلاح دونستی لینکش کن توی پستت.

فوریه 17th, 2009 at 8:21 ب.ظ
 6 

حداقل سودی که از این پست بردم این بود که تونستم اقلیت 2 درصدی دنیا رو تا حدی شناسایی کنم!
ندزدنتون یه وقت؟
معمای جالبی بود.

فوریه 17th, 2009 at 9:42 ب.ظ
 7 

سلام
من اینو چهار سال پیش یعنی وقتی 17 سالم بود توی کمتر از نیم ساعت حلش کردم . یعنی باهوشم من ؟
اوه ، چه جالب

فوریه 18th, 2009 at 8:56 ب.ظ
 8 

A ، B ، C ، D را به ترتیب در یک Stack ( پشته ) push می کنیم
برای چی حالت های زیرغیر ممکن هستند
1 ) ADBC 2 ) BDAC 3 ) CABD 4 ) CADB 5 ) CDAB
6 ) DCAB 7 ) DBAC 8 ) DBCA 9 ) DABC 10 ) DACB

به دوستات بگو بهم لینک بدن پیج رنکم بالا بره میخوام رشته کامپیوتر رو بیارم اینجا
حل تمرین ساختمان داده ها رو داری؟

فوریه 20th, 2009 at 3:26 ب.ظ
admin
 9 

hamid2 عزیز:
اگر فرض کنی پشته ای داری که می تونی AوBوCوD را به ترتیب در آن قرار بدی پس برای گزینه ADBC مثال می زنم که به چه دلیل چنین گزینه ای را نمی توان از داخل پشته بیرون کشید. همونطور که می دونی منظور از این تیپ سوالات اینه که آیا می شه ADBC را در خروجی با توجه به شرایط گفته شده نشان داد؟ پس اگر ابتدا A را وارد پشته کنی چون در خروجی هم A را در ابتدا خواسته پس A برداشته (POP) می شود. سپس باید B را به پشته PUSH کنی و بعد از آن C و D را. دومین حرفی که بایداز پشته خارج بشه حرف D هست که برای POP آن مشکلی نیست چون D بالاترین عضو پشته است. بعد از آن می خوای B را POP کنی که اینجا به مشکل می خوری چون بالاترین عنصر پشته C است نه B. پس این خروجی این حالت برای این ترتیب ورود به پشته غیر ممکن است. این رو برای بقیه هم امتحان کنی به همین نتیجه می رسی.

فوریه 20th, 2009 at 7:08 ب.ظ
 10 

mamnoon
mishe in weblog ro bedi man
khodet ye ki dege besaze akhe p-r 3 dare
age matalebe payame noor bezaram bazdidesh 1000 ta bishtar mishe

فوریه 21st, 2009 at 8:03 ق.ظ
 11 

اونی که توblogger
داری رو بده من

فوریه 21st, 2009 at 7:52 ب.ظ
 12 

سلام.
من به حل رحمان كمي ايراد دارم. نتونستم تو وبلاگش نظر بدم. بنابر اين اينجا م ينويسم كه شايد يا تو و يا خودش به من پاسخ بدن
حل رحمان تا بند ٨ مشكلي نداره. ولي در بند ٩ وقتي مي نويسه
“مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد. پس یا در خانه ۱ زندگی می کند و یا در خانه ۲ .”
اينجوري نيست. blend مي تونه در خانه شماره ٤ هم باشه. چون سيگار ٤ خاليه و نوشيدني ٥ هم خاليه. چطور نتيجه مي گيرين كه بايد blend در خانه ٢ باشه. مگه اينكه حل معما رو از قبل مي دونستيد و يا سعي و خطا كرديد. اگه بخواين با منطق معما رو حل كنيد در همين مرحله يه ظرافتي داره كه اول بقيه خونه ها پر ميشه و بعد به blend ميرسين.
منتظر جوابم

00

فوریه 25th, 2009 at 9:37 ق.ظ
 13 

ماتریکس جان. ایراد کاملا وارد است. را حل اصلاح شده رو همینجا می گذارم چون فعلا بلاگم خراب شده:

روش حل معمای انشتین
ابتدا 5 مستطیل در کنار هم رسم می کنیم. بناست که در هر یک از این مستطیل ها اطلاعات مربوط به رنگ، ملیت، نوشیدنی، سیگار و حیوان را بنویسیم.
1- خانه شماره 1 اولین خانه از سمت چپ است. پس در اولین خانه در قسمت ملیت واژه نروژی را می نویسیم.
2- در خانه وسط و در قسمت نوشیدنی عبارت شیر را می نویسیم.
3- چون مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند و همچنین در خانه شماره 1 است. پس تنها خانه کنار کرد نروژی خانه شماره 2 خواهد بود. بنابر این در خانه شماره 2 در قسمت رنگ واژه آبی را می نویسیم.
4- از آنجا که خانه سبز در سمت چپ خانه سفید است و از طرفی مشخص شده که خانه شماره 2 رنگ آبی دارد، تنها ترکیب های ممکن عبارت خواهند بود از خانه شماره 3 رنگ سبز و خانه شماره 4 رنگ سفید یا خانه شماره 4 رنگ سبز و خانه شماره 5 رنگ سفید. از آنجا که صاحب خانه سبز قهوه می نوشد و مشخص شده که نوشیدنی صاحب خانه شماره 3، شیر است پس تنها ترکیب باقی مانده عبارت خواهد بود از رنگ سبز برای خانه شماره 4 و رنگ سفید برای خانه شماره 5. پس در خانه شماره 4 در قسمت نوشیدنی واژه قهوه و در قسمت رنگ واژه سبز و در خانه شماره 5 در قسمت رنگ، واژه سفید را می نویسیم.
5- مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند. تنها رنگ دو خانه هنوز مشخص نشده است که عبارتند از خانه شماره 1 و خانه شماره 3. از آنجا که در خانه شماره 1 مرد نروژی زندگی می کند، تنها خانه باقی مانده عبارت خواهد بود از خانه شماره 3. پس در قسمت رنگ واژه قرمز و در قسمت ملیت واژه انگلیسی را می نویسیم.
6- تنها رنگ باقی مانده رنگ زرد است. پس در خانه شماره 1 واژه زرد را در قسمت رنگ می نویسیم.
7- سیگار Dunhill مربوط به خانه زرد است پس در خانه شماره 1 در قسمت سیگار واژه Dunhill را می نویسیسم.
8- مردی که اسب پرورش می دهد در کنار کسی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند. پس در خانه شماره 2 در قسمت حیوان واژه اسب را می نویسیم.
9- مردی که سیگار Blue Master می کشد آبجو مصرف می کند. با توجه به اینکه مرد آلمانی سیگار Prince می کشد، مزد نروژی سیگار Dunhill می کشد، مرد انگلیسی شیر می نوشد و مرد دانمارکی چای می نوشد، تنها ملیت باقی مانده مرد سوئدی است. پس سیگار مرد سوئدی Blue Master و نوشیدنی وی آبجو خواهد بود. خانه های ممکن برای مرد سوئدی عبارتند از خانه شماره 2 و خانه شماره 5 زیرا ملیت افراد خانه های 1 و 3 مشخص شده است و همچنین صاحب خانه شماره 4، قهوه می نوشد. از آنجایی که مشخص شده است که در خانه شماره 2، اسب نگهداری می شود، تنها خانه باقی مانده غبارت است از خانه شماره 5. پس در خانه شماره 5 در قسمت ملیت واژه سوئدی و در قسمت نوشیدنی واژه آبجو و در قسمت حیوان واژه سگ و در قسمت سیگار واژه Blue Master را می نویسیم.
10- مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد. پس یا در خانه 1 زندگی می کند و یا در خانه 2 و از آنجا که سیگار خانه شماره 1 مشخص شده است، تنها گزینه باقی مانده خانه شماره 2 است. پس در خانه شماره 2 در قسمت سیگار واژه Blends را می نویسیم و در خانه شماره 1 در قسمت نوشیدنی واژه آب را یادداشت می کنیم.
11- مرد آلمانی سیگار Prince می کشد و با توجه به مشخص شدن سیگار های خانه های 1، 2 و 5 و مشخص بودن ملیت صاحب خانه شماره 3، تنها گزینه باقی مانده خانه شماره 4 است. پس در خانه شماره 4 در قسمت سیگار واژه Prince و در قسمت ملیت واژه آلمانی را می نویسیم.
12- تنها سیگار باقی مانده Pall Mall است که مربوط به خانه شماره 3 می باشد. پس در خانه شماره 3 در قسمت سیگار واژه Pall Mall را می نویسیم.
13- مردی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پروزش می دهد پس در خانه شماره 3 در قسمت حیوان واژه پرنده را می نویسیم.
14- مردی که سیگار Blends می کشد یعنی صاحب خانه شماره 2 در کنار مردی که گربه نگهداری می کند، زندگی می نماید. از آنجا که صاحب خانه شماره 3 پرنده نگهداری می کند، گربه مربوط به خانه شماره 1 است. پس در خانه شماره 1 در قسمت حیوان واژه گربه را می نویسیم.
15- با توجه به مشخص شدن حیوان های خانه های شماره 1، 2، 3 و 5 تنها خانه باقی مانده و تنها حیوان باقی مانده ماهی است که در خانه شماره 4 و توسط مرد آلمانی نگهداری می شود.
16- خانه شماره 2 نیز متعلق به مرد دانمارکی بوده و نوشیدنی او نیز چای می باشد.

فوریه 25th, 2009 at 11:49 ق.ظ
 14 

مرسي. حالا شد. كلي لذت بردم.
ولي جالبه كه بدوني من بند ٩ رو جور ديگه ا ي حل كردم.
از blue master و آبجو و دانماركي و چاي و بعد به blend و آب
اگه گفتي چجوري؟

در ضمن دوستان ايني كه ٢% مي تونن حل بكنن كاملا غلطه. چون در اين جامعه آماريي كه ١٠ نفر بودن ٦ نفر تونستن حل كنن. ٣ نفر ديگه رو نمي شناسين. پس مغرور نشين بابا. يا به قول فريبا ندزدنتون يه وقت!! ( :

فوریه 25th, 2009 at 2:42 ب.ظ
admin
 15 

ماتریکس جان حق با توئه.
اتفاقا من گفته ام (ولی تو وبلاگ ننوشتم!) که اون 2% مال 60 سال پیش که حتی خیلی ها تحصیلات ابتدایی هم نداشتند. ولی امروزه روز با پیشرفت تحصیلات بین افراد جوامع مختلف، من حتم دارم اون 2% به 20 تا 30% افزایش پیدا کنید.
ضمنا جامعه آماری مد نظرت جامعه آماری خوبی نیست چون شامل عموم نمیشه و اغلب افرادی که اینجا نظر دادند و اونو حل کردند دارای تحصیلات عالیه هستند. ولی اگر عموم در نظر بگیری می بینی در واقع همون 30% بیشتر نخواهند شد.

فوریه 25th, 2009 at 3:22 ب.ظ
 16 

9 ویژگی عجیب آلبرت اینشتین

9 موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد.همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم .

او با سر بزرگ متولد شد :

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت .

اوخیلی دیر زبان باز کرد:
یکی دیگر از مشهورترین جنبه‌های کودکی اینشتین این است که او خیلی دیرتر از بچه‌های معمولی صحبت کردن را آغاز کرد. طبق ادعای خود اینشتین، او تا سن سه سالگی حرف زدن را آغاز نکرده بود و بعد از آن هم حتی تا سنین بالاتر از نه سالگی به سختی صحبت می‌کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بی‌توجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خسته کننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل اینشتین او را کند ذهن بدانند. البته در زندگی اینشتین، این اولین و آخرین باری نبود که چنین انگ‌ها و نظرات آسیب شناسانه‌ای به او نسبت داده می‌شد.

حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود نبود :

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.یا بطور مثال انیشتین سرعت صوت را از حفظ نمیدانست و وقتی از وی دراین مورد سوال میکردند میگفت اینها چیزهایی است که همه آنرا میدانند پس من وقتم را برای دانستن آنها تلف نمیکنم!

او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود :
انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او “من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت :
انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

او فقط يكبار رانندگي كرد :
انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت “سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد”سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

الهام گر او يك قطب نما بود :
انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند .

راز نهفته در نبوغ او :
بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.

فوریه 28th, 2009 at 8:12 ق.ظ
 17 

[1;32
اینهم دیپلم آلبرت اینشتین با نمرات متوسط!
http://www.salijoon.info/mail/871204/3.jpg

فوریه 28th, 2009 at 8:15 ق.ظ
 18 

وای
استاد تنبل
چرا آپ نمیکنی ؟
بای تا های

فوریه 28th, 2009 at 12:00 ب.ظ
Hamid Emamy
 19 

Oni ke to khonash Aqvqrium dare Mahi negah midare!!!!

آوریل 29th, 2009 at 2:36 ب.ظ
 20 

سلام خوبی؟
اینجا باید بنویسم؟
من دیشب این مسئله رو دیدم
چون دو دبیرستانم تموم شده و تازه درس احتمال رو خونده بودیم
از اون راه رفتم
ماهی مال آل…. باقیشو نمگم!!!
فکر کنم همه فهمیدین منظورم آلمان بود نه!
آخ آخ
ببخشید.دهنم چفت و بست نداره
خیلی ممنونم
الهی شکر دو درصدی شدیم ما!!!!!!!!!!!
همین دیگه
تا بعدناش
بابای

جولای 21st, 2009 at 3:34 ب.ظ
hamed
 21 

جواب از نظر من :
مرد آلمانی در خانه ی سبز /قهوه مینوشد/ماهی پرورش میدهد /وسیگار پرایس میکشد.
مردسوئد ی در خانه ی سفید /آبمیوه مینوشد/سگ پرورش میدهد /وسیگار بلو مستر میکشد.
مرد انگلیسی در خانه ی قرمز /شیر مینوشد/پرنده پرورش میدهد /وسیگار پال مال میکشد.
مرد دانمارکی در خانه ی آبی/چای مینوشد/اسب پرورش میدهد /وسیگار بلندز میکشد.
مرد نروژی در خانه ی زرد /آب مینوشد/گربه پرورش میدهد /وسیگار دانهیل میکشد.

جولای 25th, 2009 at 3:02 ب.ظ
دوست
 22 

ازیک کسی که تو راهنمایی و دبیرستان فرزانگان 1 تهران درس خونده(وابسته به سازمان ملی پرورش استعداد های درخشان)چه انتظاری داری؟

فوریه 4th, 2010 at 11:11 ب.ظ
سینا
 23 

المان قرمز
من پیدا کردم

فوریه 12th, 2010 at 2:48 ق.ظ
حسين
 24 

متاسفانه جواب همه غلط بود و همچنين راهنمايي 14 مرد آلماني كنار خانه آبی زندگی می کند، نه مرد نروژي.ماهي را هم مرد دانماركي نگه مي دارد.

آوریل 28th, 2010 at 12:48 ب.ظ

يك پاسخ برايش بگذاريد

نام (*)
پست الکترونیکی - مخفی خواهد ماند (*)
وب سایت
دیدگاه شما چیست؟ تا رفع شدن مشکل وبلاگ برای اضافه کردن دیدگاه خود ار مرورگرهای غیر از Internet Explorer استفاده شود.