ای میلی به دستم رسید از طرف رحمان عزیز. یک معما که توسط آلبرت انیشتن طرح شده و اون مدعی شده که فقط 2% از مردم جهان می تونن جوابشو پیدا کنند. پیچیده اس ولی شدنیه. من امتحان کردم شما هم این کار رو بکنید اگه دوست داشتید.
معما :
طراح این معما آلبرت انیشتین بوده و به گفتهً خودش فقط %2 از مردم دنیا می توانند این معما را حل کنند . هیچگونه کلک و حقه ای در این معما وجود ندارد و فقط منطق محض می تواند شما را به جواب برساند...

(1) در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد.
(2) در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
(3) این 5 صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ، سیگار متفاوت می کشند ، و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.
سوال : کدامیک از آنها در خانه، ماهی نگه می دارد؟
راهنمایی:
۱) مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
۲) مرد سوئدی، یک سگ دارد..
۳) مرد دانمارکی چای می نوشد.
۴) خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
۵) صاحبخانه خانه سبز، قهوه می نوشد.
۶) شخصی که سیگار Pall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
۷) صاحب خانه زرد، سیگار Dunhill می کشد.
۸) مردی که در خانه وسطی زندگی میکند، شیر می نوشد.
۹) مرد نروژی، در اولین خانه زندگی می کند.
۱۰) مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
۱۱) مردی که اسب نگهداری می کند، کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
۱۲) مردی که سیگار Blue Master می کشد، آبجو می نوشد.
۱۳) مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
۱۴) مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
۱۵) مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.
پ ن 1 : اصلا به این فکر نکنید که مثلا فلان ملیت از سگ خوششون میاد و اونها از ماهی و … فقط باید حل بشه.
پ ن 2 : جواب سوال رو که من حل کردم، رو می تونید اینجا ببینید.
پ ن 3 : رحمان عزیز در وبلاگش روش حل این معما رو قرار داده که دوستانی که تمایل دارند می تونند برن و از اینجا ببینند.
پنج شنبه شب ها، به هر حال یکی از شبهای هفته است که ملت می خوان به تفریح برند و خستگی یک هفته رو از تنشون بیرون کنند. مثلا شام برن بیرون! من با رحمان قرار گذاشتم که ساعت 7.5 تا 8 شب بریم یک جایی که دور هم باشیم 4 نفری و ضمنا یک شامی هم بخوریم. این موضوع مال صبح بود.
در جریان هستید که آقای رئیس جمهور محبوب و دوست داشتنی! به مشهد سفر کرده بودند برای افتتاح همون طرحی که خاتمی استارتشو زد و این آقا عکس هاشو گرفت (طرح سد دوستی رو می گم دیگه). کاری نداریم. ساعت 5.5 عصر بود که که اومدم با رحمان قطعی هماهنگ کنم که دیدم به به! آنتن موبایل بی آنتن. فکر کردم آنتن جای خونه ما به هر دلیل Down شده. ولی وقتی سراغ بقیه رو هم گرفتم دیدم که نه کلا یک مشکلی هست. به 118 زنگ زدم و گفت که کل شهر مشهد موبایلش قطعه!!!!!
یاد 2 سال پیش افتادم که رئیس جمهور مردمی! آمده بود مشهد و موبایل ها به مدت 4 الی 5 ساعت قطع شده بود. دلیل این کار رو نمی دونم چیه؟! شاید ترس از جان باشه. ولی به هر حال این قطعی طولانی مدت ، می تونه ضرر های زیادی رو به مردمی که به شرکت ارتباطات سیار اعتماد کردند بزند. اگر همین مشکل در یک کشور مثل آمریکا می افتاد، و تو می رفتی دادگاه شکایت می کردی، حتما کلی به تو خسارت می دادن و اون شرکت رو کلی توبیخ می کردند. ولی اینجا …. .
وقتی من به رحمان گفتم که بیا بریم از دست شرکت مخابرات به دادگاه شکایت کنیم و بقیه رو هم تشویق به این کار بکنیم؟! که رحمان حرف جالبی زد : “چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟”
پ ن : ما تونستیم در عصر ارتباطات و فناوری! با حدس و گمان!!! رحمان را پیدا کنیم و آن شب را از دست ندهیم. چون رحمان رو می تونستم فقط با موبایل پیداش کنم.
بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان و اومدن و نیومدن ها، خاتمی رسما اعلام کاندیداتوری کرد. شخصی که 8 سال (76-84) رئیس جمهور ایران بوده و در دورانش همه چیز خوب بود به غیر از یک چیز و اون هم قدرت نداشتن شخص رئیس جمهور.
کشوری اصطلاحا دموکراسیک! هست که در اون شخصی که با رای مستقیم مردم انتخاب می شه، قدرت اول اجرایی مملکت باشه. در زمان زمامداری 8 ساله خاتمی در کاخ سعدآباد عملا وی در مسائل اجرایی کشور نقش قابل قبولی نداشت و هر موقع صحبت این مسائل به میان می آمد می گفت : “فعلا به صلاح نظام نیست در این باره صحبت کنم!” سوال من همیشه از آقای خاتمی همین بود که “آقای خاتمی عزیز، شمایی که با رای +70% مردم انتخای شدی، از چی می ترسی؟ اولا با تمام مخالفت هایی که با تو بود رای ات شد 70 درصد، پس بدون رای ات بالای 80% بوده، این یعنی تو پشتوانه مردمی 80% داری. حرف بزن، مردم رو آگاه کن، نگو نمی شه… بابا جان یک ملت به هزار امید و آرزو به تو رای دادن، گفتی آزادی، اصلاحات و … مردم پسندیدند و انتخابت کردند چرا حالا می گی نمی شه؟
پس کی می شه؟ باید دانشجوهامونوو سرکوب کنند، زندانی کنند و … ؟ هنوزم نمی شه؟! الله اکبر.
آقا جان دوباره هم اومدی می خوام دوباره هم بهت اعتماد کنم، می دونم اعتماد سختی است، یک اعتماد با دو جنبه :
اول اینکه تو توی 8 سال پیشت آزادی آوردی ولی آزاد نبودی و می گفتی نمی شه خیلی چیزا رو گفت و تمام چیز هایی که در قلب منه تو دفتر خاطراتم می نویسم. حالا می خوام با همه اینها بهت یکبار دیگه اعتماد کنم.
دوم اینکه در دوره قبل که احمدی نژاد رای آورد موج عظیمی بر ضد وی در بین جوانان و دانشجویان و …. راه افتاد و گفتند بهش رای ندید! حالا هر طوری بود رای آورد کاری نداریم. ولی می دونی چیه؟ من 4 سال رئیس جمهوری رو تحمل کردم که بهش رای نداده بودم و باهاش موافق نبودم. حالا هم تو اگه بیای و فرض رو بر این بذاریم هنوز 50% ملت بهت رای بدن آیا اونها اجازه می دهند! و اگر اجازه ندهند مجبورم 4 سال دیگه هم رئیس جمهوری رو تحمل کنم که نمی پسندمش. البته تاراحت نیستم از این قضیه چون این یعنی دموکراسی ولی به شرط آنکه به خوبی اجرا بشه همه چی.
این 2 تا فکر مشغولی منه واسه توست. بابا هر چی باشی از این آقای رئیس جمهور فعلی که بهتری دیگه خدائیش.
ابراهیم نبوی عزیز چه جالب نوشته گوش کنید : “پا برهنه از دزد بدتر است. فرض کنید یک شخص مهم مملکتی و خانواده وی از ابتدای انقلاب کلی زمین و ملک و باغ پسته! و … بدست آوردند! سر جمع کنید می بینید کلا می شه 100 میلیون دلار ولی آقای رئیس جمهور فعلی در 12 ساعت 100 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی را حیف و میل می کند!”
اما حالا که اومدی خوش اومدی. مطمئنم خیلی ها مثل من کمک خواهند کرد برای رسیدن به یک رئیس جمهور محبوب. رئیس جمهوری که حداقل نرود زیر تابلوی الخلیج العربی بنشیند و لبخند ژکوند بزند، رئیس جمهوری که بداند چه مشاورانی را انتخاب کنند، رئیس جمهوری که بلد باشه حرف بزند، رئیس جمهوری که وقتی از تلویزیون چهره مبارکش پخش می شه باعث خنده ملت نشه، رئیس جمهوری که یکهو شهرداری را به دولت و یا بهتر بگویم دولت را به شهرداری تبدیل نکند، رئیس جمهوری که بتواند با تدبیر خوبش وضع اقتصادی و بحران فعلی جامعه را بخواباند نه اینکه بر آن دامن بزند و در مخلص کلام کسی که شخصیت رئیس جمهوری داشته باشد.”
یا حق