13
Dec
رهایی
Add Comment
به نام عشق و آزادی، غم این خلق می خوردند
ولی با دست خود ما را ، به قربانگاه می بردند
کجایند آن همه دلسوز، در این هنگامه ماتم
که رفتند و رها کردند، من و ما را به حال هم
***
رهایی ریشه ما بود، همه اندیشه ما بود
ولی در آن روی سکه، تبر بر ریشه ما بود
گل و گلدون و گلخونه، شده امروز یه ویرونه
سر فواره ها خونه، ببین مُردن چه آسونه
This entry was posted
on شنبه, دسامبر 13th, 2008 at 8:38 ق.ظ
and is filed under Uncategorized.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.