29
Nov

شانس یا حکمت؟

   Posted by: admin   in Uncategorized

اگر شما در موقعیتی باشید که اتفاقی خوشایند برای شما بیفتد که انتظارش را نداشتید، این را ناشی از کمک خدا می دانید یا شانس خوبتان و اگر شانس خوبتان، تعریف شما از شانس چیست؟ بعنوان مثال از یک تصادف خطرناک جان سالم بدر برید. می خوام این بار شما بدنه پست را با جوابهایتان بسازید. خواهش می کنم جوابها را همراه با دلیل ذکر کنید.

This entry was posted on شنبه, نوامبر 29th, 2008 at 9:50 ب.ظ and is filed under Uncategorized. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.


8 دیدگاه تابحال

 1 

معمولا به شوخی زیاد می گم عجب شانسی و …از این حرفها… معمولا از نظر من یعنی خدا به من رحم کرد اوووه.
یا می گم شانس آوردم خدا رو شکر :دی

هی پسر جان شرکت جدید مبارکه.موفقیتتون روز افزون.
خیلی چیزای جالبی نوشتی ها…کامپیوتریها اینن دیگه :دی

نوامبر 30th, 2008 at 9:36 ق.ظ
admin
 2 

به به نائیریکا جان چه عجب چشمم به جمالت روشن شد. خوش اومدی.
ممنون بابت شرکت. یک کلبه درویشیه!

نوامبر 30th, 2008 at 9:53 ق.ظ
 3 

djuv dar c++ be che dardi mikhore
——————————-
حمید جان لطفا بگو این djuv مخفف چیه بابا، تا من اگه می دونستم جوابتو بدم

نوامبر 30th, 2008 at 5:12 ب.ظ
nlf
 4 

شنيدي ميگن بهشت و جهنم همين دنياست؟يه وقتا يه كار خوبي انجام ميديم كه هركي فراموش كنه،خدا نمي كنه، اونوقت يه جايي كه فكرشم نميكني دستت و ميگيره.من معتقدم هر اتفاق خوبي تو زندگي هر كسي كه مي افته بخاطر نيت خوب و دل پاك و قلب صاف خودشه.پس شانس نيست بازخورد كار و عمل خودمون.امكان داره يه جايي يه كار خوب انجام بديم ولي هدفمون جلب توجه يا هر چيزي غير از رضاي خدا باشه،مطمئنا اون كار بازخورد خوب نداره. پس بايد خيلي حواسمون جمع باشه. اين فقط يه نظر بود.

نوامبر 30th, 2008 at 6:16 ب.ظ
 5 

نظر من: تمام اتفاقات دور و بر ما در اين لحظه ناشي از كنش و واكنش اتفاقات كوچكي در لحظه قبلند. و همين اثرات كنش و واكنش در اين لحظه كه مي شن موجودي اين لحظه باز براي لحظه بعد مي شن پيش نيازهاش و همينطور برو جلو . حال اگه بر حسب احتمالات اتفاقات لحظه جاري بر وفق مرادت باشه مي گي خوش شانسم. و برعكس. به همين علت مي شه گفت كه دنيا و تمام اتفاقات درونش بر موجودي اين لحظه كه ما هم جزئي از اون هستيم تاثير داره. كاري كه ما مي تونيم بكنيم اينه كه در حد و اندازه خودمون سعي كنيم تاثير مثبت بر اين پديده ها داشته باشيم كه هم براي خودمون خوب باشه و هم براي كل جهان.
پس خوش شانسي چيزي جز قرار گرفتن در متن اتفاقات خوب نيست. و بد شانسي دور بودن از اونا.
يا حق.

دسامبر 1st, 2008 at 9:46 ق.ظ
 6 

حمید جان به نظر من اتفاقاتی که برامون می افته به خاطر کارهای خودمونه. برای من بارها پیش اومده. مثلا یه شب پاییزی، بارون خیلی خیلی شدیدی میومد. توی راه خونه بودم که دیدم یه بنده خدایی کنار خیابون مثل موش آب کشیده وایستاده. سوارش کردم. کلی دعام کرد. 2 کیلومتر جلوتر پیاده شد و پرسید چه قدر می شه. من گفتم برو آقا من کارم این نیست. باز بیشتر دعا کرد و رفت. 3 روز بعدش ساعت های 11:30 شب بود جای پل آب و برق توی دانشجو بودم بدون ماشین. برای رضای خدا یک دونه ماشین هم نبود که سوار بشم. نا امید از همه جا داشتم می رفتم یه آژانس پیدا کنم که یه رنو برام ترمز زد. خوشحال و خندان سوار ماشینش شدم و قصه رو براش تعریف کردم. برا اون هم خیلی جالب بود داستان من. خلاصه حمید جان از هر دست بدی از همون دست می گیری. شاید در مورد این موضوع یه پست تو بلاگم بگذارم.

دسامبر 1st, 2008 at 9:47 ق.ظ
 7 

تو ايميلي كه زدم نوشته بودم كه خودت به اين آدرس بروdjvu
http://varnic.ir/?p=120

دسامبر 1st, 2008 at 11:06 ق.ظ
admin
 8 

برای ماتریکس عزیز؛
کاملا باهات هم عقیده ام در این که اتفاقات لحظه جاری بر اساس کنش و واکنش اتفاقات کوچکی در لحظه قبلند. کاملا درسته. یک مثال بزنم: توی یک مسابقه فوتبال وقتی یک مربی بعد از بازی (فرض کنیم نتیجه 2 - 2 شده) میاد و می گه ما اگه اون پنالتی دقیقه 3 بازی رو گل می کردیم، 2 تا گل هم که زده بودیم و می شد 3 -2 به نفع ما. در صورتیکه من این مربی که این حرف و میزنه انسان ابلهی می دونم. چون ممکنه بر اثر کنش و واکنش های بعد از گل شدن پنالنی در دقیقه 3 تیمش دیگه نمی تونست گل بزنه و 2 - 1 می باخت و یا شاید هم برعکس.
ممنون بابت نظرت

دسامبر 1st, 2008 at 6:10 ب.ظ

يك پاسخ برايش بگذاريد

نام (*)
پست الکترونیکی - مخفی خواهد ماند (*)
وب سایت
دیدگاه شما چیست؟ تا رفع شدن مشکل وبلاگ برای اضافه کردن دیدگاه خود ار مرورگرهای غیر از Internet Explorer استفاده شود.