26
Nov

جهان آفرینش

   Posted by: admin   in Uncategorized

یکی از مسائلی که همیشه ما را به شگفتی وا می داره جهان آفرینش است و اینکه این جهان رو کی ساخته، چه جوری ساخته و چه جوری کار می کنه. اینکه یک کسی یا چیزی که ما “خدا” می نامیمش این جهان رو آفریده (منظور از آفرینش یعنی از نیستی به هستی آوردن) مسئله ایست که، نمی توان قبول کرد که این جهان را کسی یا چیزی نیافریده باشد. مثل اینکه شما یک چرخ خیاطی را ببینید و به شما بگویند این را هیچ کس نیافریده و خودش بوجود آمده. پس بحث آفریننده که تا حدودی مشخص است، هرچند که برای ما هویت آفریننده ناشناخته مانده است ولی بخاطر قدرت محدود انسان، برای ما مسجل است که این جهان را کسی مافوق بشریت آفریده است.

اما بحث آفریده های آفریننده. مثال : “شما اگر به رستورانی بروید و ببینید که سیستم فروش رستوران کاملا مکانیزه است و یک برنامه کامپیوتری عالی دارد اولین چیزی که به ذهن شما خطور خواهد کرد اینست که عجب برنامه ای و عجب برنامه نویسی که تونسته این برنامه را خلق کنند که اینقدر منظم و بدون خطا کار می کند.” حال همین را تعمیم بدهیم به جهان، به حرکت ستارگان به سمت صور فلکی در حرکتند و سیاراتی که به دور این ستارگان می گردند. اینکه زمین با وزنی به اندازه بسیار زیاد (! آنقدر زیاد که اگه بگم بی نهایت خیلی بهتره) بسته به جاذبه کهکشانی در یک محور و بطور دقیق در حرکت به دور ستاره خورشید است و سقوط نمی کنه. این اثر پذیری سیاره ای مثل زمین است از خورشیدی که 8 دقیقه نوری از زمین فاصله داره. اینکه برنامه نویس ماهر جهان ما تونسته برنامه ای رو به این دقت بنویسه که هنوز بعد از گذشت میلیون ها سال از آفرینش جهان هنوز روز اول بهار، همون روز اول بهاره و ساعت 12 شب، هیچ موقع هوا روشن نیست. در یک بعد دیگه هم می شه صحبت کرد و اون هم بزرگی این جهان است. اولین بار مهدی عزیز، بود که به من گفت “حمید ممکن است اون ستاره ای رو که می بینی صدها سال پیش بر اثر برخورد با ستاره ای از بین رفته باشه ولی ما هنوز نورش رو می بینیم در صورتی که وجود نداره …” نمی دونید اون موقع چقدر منو هول برداشت، ترسیدم، از اینکه این جهان چقدر بزرگه! کلی تحقیق کردم و کلی سوال کردم تا متوجه شدم حرف مهدی صحت داشته. می دونید که سرعت نور 300 هزار کیلومتر بر ثانیه است، حالا می شه تخمین زد و گفت اون ستاره چه فاصله ای از ما داشته ولی حالا که نیست، داره تازه نورش به ما می رسه.

یک سال خورشیدی چهار فصل داره: بهار و تابستان و پائیز و زمستان که شناسه این فصول فاصله زمین از خورشید در اون فصل خاص و وابسته به فصل قبله. شده تا حالا توی  تابستون برف بباره! شده تا حالا توی زمستون هوا 50 درجه بشه؟! جالبه نه؟ برنامه ای بس دقیق داره کنترل می کنه همه چیز رو.

ما که برنامه نویسیم یک پروژه رو بعد از کلی تست و فلان جرات نمی کنیم بگیم که این برنامه کامل است و مشکلی ندارد ولی شاید بتونیم بعد از چندماه کار کردن و مشکلی نداشتن تقریبا بگیم آقا مشکلی نیست و برنامه درست کار می کنه. ولی اینکه خدا این جهان رو فقط توی 6 روز آفرید، تازه بدون هیچ تستی اعلام کرد “آقا کامله” و بعدش اومد آدم رو به عنوان اولین موجود خلق کرد و باز گفت “عجب چیزی ساختم ها این بهترین ساخته منه! کلی هم افتخار کرد به ما”، به نظرتون این آفریننده ارزش تشکر نداره؟ بابا خدا که مال ما مسلمونها نیست همون خدایی رو که ما داریم مسیحی ها و یهودی ها و … دارند و قبول دارند، ولی مال ما رو اومدن کلی اضافات چرند به نام اسلام هم بهش اضافه کردند. ما حق داریم بواسطه اسلام از خدا دور بشیم. کاش هیچ وقت توی یک کشور مسلمون بدنیا نمی آمدم شاید اونجوری خالقم رو بهتر می شناختم.

This entry was posted on چهار شنبه, نوامبر 26th, 2008 at 5:18 ب.ظ and is filed under Uncategorized. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.


12 دیدگاه تابحال

Niloofar
 1 

در مورد پاراگراف آخر صد در صد باهات موافقم، شايد اگه ما هم از اول اسمن مسلمون نبوديم و خودمون حق انتخاب دينمون و داشتيم و با چشم باز و با شناخت كامل دينمون و انتخاب مي كرديم الان خيلي با ايمان تر بوديم يا لااقل اطلاعات بيشتري راجع به دين و پيامبرامون داشتيم اونوقت ديگه با اراجيف اين ولي هاي مثلا فقيه از اسلام بيزار نميشديم.

نوامبر 26th, 2008 at 6:37 ب.ظ
 2 

حمید باز شروع کردی؟ ارتباط گودرز به شقایق به راحتی در این نوشته نمایانه. این برهان علت و معلول عملا یکی از بیخود ترین ادعاها برای اثبات هست که تایخ مصرفش هم خیلی وقته که تموم شده و در حال حاضر فقط تو کتاب های دینی تدریس میشه.

لطفا یک بار کتاب “پندار خدا” رو بخون.

نوامبر 26th, 2008 at 7:47 ب.ظ
admin
 3 

طاها جان با کمال احترام؛ برهان علیت هیچ ربطی به این پست نداره.

نوامبر 26th, 2008 at 8:36 ب.ظ
 4 

کاملا هم ربط داره. علت و معلول همینه. معلول مثلا جهان هست و علت هم خدا.

نوامبر 26th, 2008 at 9:36 ب.ظ
admin
 5 

متاسفانه همه در تسلسل گرفتار شده اند. چه تو که می گویی خدایی وجود ندارد و همه چیز خود به خود بوجود آمده اند چه من که می گویم این جهان توسط یک کسی ساخته شده. من با نظرم به تسلسل نامنتاهی گرفتار شدم و تو نیز با نظرت عملا عدم وجود یک افریننده را اعلام می کنی که از نظر عقل و منطق باطل است.
اکر تو معتقدی جهان از موجودات تک سلولی بوجود آمده، آن موجودات تک سلولی از کجا بوجود آمده اند؟!

نوامبر 26th, 2008 at 10:34 ب.ظ
 6 

حميد جان خوبه كه اين علامت سوالها در ذهنت بوجود مياد. اين خودش نشونه يك ذهن فعاله.
در باره بوجود اومدن جهان فرضيات زيادي وجود داره. خلقت جهان توسط خدا در ٦ يا ٧ روز دقيقا يك فرضيه مذهبيه. من نمي گم درست نيست ولي قبولش از بقيه فرضيات سخت تره.
جهان خود به خود هم بوجود نيومده. براي توجيه اين مسئله اصل تعادل خيلي كارگشاست. ميگه هر سيستمي مجبوره براي بقا به تعادل برسه. و چيزي موندگاره كه بتونه خودش رو با سيستم دورو برش وفق بده. يه چيزي شبيه اصل تكامل داروين. ولي نه خود اون. به علت لزوم به بقا سيستمها به تعادل رسيدند و از اون اين جهان و انسان بوجود اومدند. شروع كننده اين تنظيمها بيگ بنگ و يا قبل تر از اون جداسازي جرم و آنتي جرمه. با جداسازي اين دو قوانين ساده فيزيكي شروع به پيدايش كردند و به مرور و طي ساليان ميليوني اين جهاني كه مي بينيد بوجود اومده. شايد بعدا يك پست مفصل كه به ماتريكس هم مرتبطه رو بنويسم.

نوامبر 27th, 2008 at 8:20 ق.ظ
admin
 7 

مهدی عزیز؛ نظریه داروین نظریه جالب و عاقل پسندی است ولی حتی اگه بخوایم بگیم جهان هستی از بینگ بنگ بوجود آمده و در طی میلیون ها سال جهان آفرینش و انسان و … بوجود آمده که نطر بسیار جالبی است و خود من هم آن را می پذیرم ولی سوال اینه که این بیگ بنگ از کجا بوجود آمده؟ نمی توان گفت پرتوهایی که باعث انفجار شده اند به خودی خود بوجود آمده اند؟!!

نوامبر 27th, 2008 at 9:31 ق.ظ
 8 

حميد جان چند تا مسئله:
١- وزن زمين در براير ديد ما خيلي زياده. در براير كائنات هيچه و مثل ذره گرديه كه از ديد ما در هوا سرگردانه.
٢- سقوط در محيطي داراي جاذبه انجام ميشه و منظور ما از پايين ناشي از همين دركه. ما همگي در حال سقوطيم ولي مانعي باعث ميشه كه به سمت زمين كشيده نشيم. در جهان زمين، سقوط به سمت خورشيد كه منبع جاذبه اش است انجام ميشه. يعني براي زمين پايين يعني به سمت خورشيد. مانع اين سقوط حركت سرعتدار دوراني زمينه كه برايري نيروهاي گريز از مركز و جاذبه خورشيد باعث موندگاري ميليون سالي زمين در اين وضعيت شده.
٣- فاصله زمين تا خورشيد ٨ دقيقه نوريه. يا ١٤٤ ميليون كيلومتر
٤- قرارداهاي ما براي تعداد ساعت ٢٤ و يا تعداد روز ٣٦٥ يا دقيقتر ٣٦٥ روز و ٦ ساعت و … دقيقا منطبق بر درك تجربي واقعيات موجود بوده. اگه چيز ديگه اي مي بود ما مثلا ٣٠ ساعت داشتيم. باز هم در ساعت آخر شبانه روز شب مي بود. و اول سال اول بهار مي بود.
٥- ايني هم كه جهان الان منظم داره كار مي كنه ناشي از همون اصل تعادله. جهان اينجوري به تعادل رسيده و هر گونه بي نظمي در جهان آخرش به پايداري و تعادل مي رسه. مي دونستي كه پديده زلزله واكنش طبيعي زمين براي رسيدن به حالت تعادله؟ يا اينكه فاصله ٨ دقيقه نوري زمين تا خورشيد ناشي از به تعادل رسيدن نيروهاييه كه گفتم؟
موفق باشي..

نوامبر 27th, 2008 at 9:44 ق.ظ
 9 

براي سوالي كه كردي دانشمندان براي پيدايش بيگ بنگ هم فرضياتي رو پيدا كردند. كه يكي از نمونه هاش رو گفتم. جرم و آنتي جرم و يا بر هم خوردن تعادل نيروها در جرم مادر. براي بقيه اش هم اگه علاقه داشتي مي توني به كتب و يا مقالات فيزيك مراجعه كني
ولي حقيقت اينه كه ما هر چقدر جلو بريم بازهم نمي تونيم به اصل و واقعيت يك پديده پي ببريم. يك جايي بايد كات كنيم و اونرو اصل در نظر بگيريم. هر چند جستجو همچنان ادامه خواهد داشت ولي براي بيان امروزي پديده ها ناچاريم يك جايي رو فعلا كات كنيم. ايني هم كه نميتونيم به اصل پديده ها پي ببريم هم ناشي از عدم توانايي ابزار و حواس ماست و هم اينكه اگر هم حواس ما اونقدر قوي باشند باز هم شهود تجربي ما از پديده ها از كانال و يا فيلتري رد ميشه( كه در اينجا چشم و گوش و ابزار ماست) كه بر اثر اون عبور شهود دچار يك تغييراتي خواهد بود كه باز هم به اصل پديده نتونستيم پي ببريم و دريافت ما يك دريافت تقريبي و نادرستي ميشه. براي اين منظور هم مي توني به اصول اوليه هربرت اسپنسر مراجعه كني كه ميگه حقيقت نهايي هيچ پديده اي قابل درك نيست و هم به مباني عدم قطعيت هايزنبرگ در فيزيك كوانتومي كه ميگه در يك زمان نميشه هردو كميت مكان و اندازه حركت رو اندازه گرفت.

نوامبر 27th, 2008 at 10:02 ق.ظ
admin
 10 

ممنون مهدی جان، صحبت هات همراه با مدرک و سند رو قبول دارم یعنی از اول هم قبول داشتم این صحبت ها رو علی الخصوص نظریه داروین رو. من هم با نظریه دانشمند موابانه موافقم ولی به خاطر علامت سوالات بیشماری که برای انسان در این مواقع پیش میاد بیشتر انسانها برای اینکه فکر خودشون رو خلاص کنند بیشتر دوست دارند ابتدای جهان خلقت رو از یک جایی اعلام کنند تا ذهنشون بیش از این درگیر نشه و راحت بشن. امیدوارم تا زمانی که زنده ایم بشه جواب قابل قبولی برای این مساله عنوان شه تا این علامت سوال بزرگ از ذهنمون پاک شه.
بازم ممنون که تو بحث شرکت کردی و از نظراتت منو بهره مند ساختی.

نوامبر 27th, 2008 at 11:15 ق.ظ
 11 

حمید جان مطلبی بحث برانگیز نوشتی. به نظر من با اینکه مساله پیدایش دنیا و سرانجام اون مساله مهمیه ولی عملا دونستن چگونگی ایجاد دنیا جز ارضای حس کنجکاوی بشر، در زندگی اون هیچ سودی نداره. چون عملا تجربه ای تکرار ناپذیره. به قول یکی از دوستام
زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
زیاد مهم نیست. مهم اینه که توی زمان حیات چجوری زندگی کنیم.

نوامبر 27th, 2008 at 11:32 ق.ظ
 12 

برای رحمان عزیز: فکر می کنی خوندن اونهمه درسهای عجیب و غریب مثل معادلات دیفرانسیلی که تو هیچ مهندسیی یافت نمی شه و عملا هیچ کاربردی هم نداره چی بود؟ ( حس کنجکاوی رو قبول دارم ولی دیگه چی؟)

نوامبر 28th, 2008 at 4:32 ب.ظ

يك پاسخ برايش بگذاريد

نام (*)
پست الکترونیکی - مخفی خواهد ماند (*)
وب سایت
دیدگاه شما چیست؟ تا رفع شدن مشکل وبلاگ برای اضافه کردن دیدگاه خود ار مرورگرهای غیر از Internet Explorer استفاده شود.