بحران فکری اسلامی
امروز عصر دور میدون ملک آباد وقتی داشتم به سمت شرکت می رفتم پیچ رادیو رو باز کردم تا یه خورده وینگ وینگ کنه تا توی ترافیک اعصابم خیلی بهم نریزه یا به اصطلاح سرگرم بشم. چیزی شنیدم که باعث تاسفم شد. مجری رادیو مشهد گفت “خدا رو شکر می کنیم که بازسازی ضریح حضرت موسی بن جعفر نصیب ما خراسانی ها شد، خدا توفیق بده تا بتونیم ضریح حرم امام هادی رو هم بازسازی کنیم. راستی مبالغ دریافتی و طلای دریافتی برای این کار (بازسازی ضریح حضرت موسی بن جعفر) کم است حتما برای اینکه اجر معنوی ببرید و اون امام عزیز از شما راضی باشه اگه می تونید کمک کنید و …”
خیلی تاسف خوردم. چرا مردم کمک می کنند؟ واقعا فکر می کنند با کمکشون اون امام ازشون راضی می شه یا جاشون تو بهشته؟ واقعا ساختن یک ضریح از طلا اون امام رو خوشحال میکنه با وجود این همه نیازمند؟ کمک کردن به یک جوون دم بخت مهم تر نیست از طلا فرستادن برای ضریح امام؟ اگه ضریح و گنبد حرم یک امام از چیزی شبیه طلا باشه چی می شه؟
اینکه دین ما اسلام است و اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر مخلوق نه آنچه اینک برایمان ساخته اند حقیقتی است که فعلا با آنیم. اصلا این چیزهایی که افراطیان اسلامی برایمان ساخته اند به نام اسلام ناب محمدی برایم پذیرفته نیست. سینه زنی تا حد مرگ، قمح زنی و … آیا واقعا اون امامی که براش این کار رو می کنن راضیه؟ سوگواری ای که براش زندگی مردم رو مختل می کنند پذیرفته نیست به هیچ وجه.
خدا مردم ما رو کمک کنه از توی این بحران فکری که ناشی از چند قرن اشتباه پدرانمونه، بیرون بیان.
اونا خودشونو راضی می کنند و خوشن. هر کس همونطور زندگی می کنه که اونجوری راضیتره.
دیدگاه با مهدی — نوامبر 18, 2008 @ 9:21 ب.ظ
این که اون راضی هست یا نیست رو نمی دونم، چون مرده و خبر نداره و سودی هم به حالش نداره.
اما اینکه چرا همچنین اتفاقاتی می افته دقیقا تو نوشته ی خودت بهش جواب دادی :
“اینکه دین ما اسلام است”
نمی شه که هم خدا رو بخوای هم خرما رو داداش
دیدگاه با طاها بذری — نوامبر 19, 2008 @ 2:02 ق.ظ
حمید جان فعلا ما شدیم کاسه داغتر از آش. اینا هم که دارن اونجا ضریح می سازن به فکر ثواب نیستند. به فکر زوار بیشتر و درآمد بیشترند. البته یه عده هم فکر می کنند که واقعا دارند ثواب می کنند که خوب به قول شاعر
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
دیدگاه با رحمان — نوامبر 19, 2008 @ 8:27 ق.ظ
فدات شم تو هم که برای خروج از بحران فکری از خدا کمک میخوای! پس تو چه فرقی داری با اونی که واسه ضریح ساختن پول میفرسته؟!

خدا چه کمکی میتونه بکنه؟ هر کمکی میخواسته بکنه با متفکر آفریدن انسان کرده. حالا این ما هستیم و کلی ظرفیت که با آموزش بارور میشه و با خرافه زمینگیر. البته که گزینه دوم آسانتر و باب میل انسانهای تنبل نظیر ماست.
————————————————
درخواست کمک از یک موجود برتر در انسان ها یک غریزه است برای برطرف نمودن حس اینکه یک مافوق به حرف هاش گوش می ده . این موضوع در همه تاریخ هست و می شه دید پرستش بت ها ، آتش ، ستارگان ، خدا و … . نمی خوای بگی که تا حالا هیچ وقت نگفتی خدایا کمکم کن؟
ضمنا درخواست کمک از خدا زمین تا آسمون با فرستادن پول برای ساخت ضریح متفاوت است. چون در خواست کمک از خدا مجانی است.
دیدگاه با نیک نگار — نوامبر 19, 2008 @ 10:12 ب.ظ
یعنی قبول داری که تنها تاثیرش روحیه دادن میتونه باشه؛ درسته؟
نمیخوای بگی که واقعا دعا کردن تاثیری Logical روی امور داره؟
———————
روحیه هم بخشی بسیار مهم است در به هدف رسیدن. کتاب راز رو بخون
بیشتر توضیح می دم اگه می خوای
دیدگاه با نیک نگار — نوامبر 20, 2008 @ 12:35 ب.ظ
کتاب راز یک دروغ بزرگه برای بیش از پیش گرفتار کردن انسان با “هویت فکری”

تو کتاب “انسان در اسارت فکر” رو بخون.
——————————–
مثل اینکه منو تو باید یک مناظره برگزار کنیم. خیلی گیر سه پیچیم جفتمون
دیدگاه با نیک نگار — نوامبر 21, 2008 @ 8:52 ب.ظ
آره ; - )
دیدگاه با نیک نگار — نوامبر 23, 2008 @ 9:37 ب.ظ