این فال رو دیشب گرفتم. این روزها خیلی به هم ریخته ام، برام دعا کنید بتونم  تصمیم درست بگیرم واسه زندگی ام. :(

استغنای عشق :

سينه مالامال درد است ،اي دريغا مرهمي
دل ز تنهايي به جان آمد ،خدا را همدمي

چشم آسايش که دارد از سپهر تيز رو
ساقيا جامي بمن ده تا بياسايم دمي

زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديدو گفت
صعب روزي ،بوالعجب کاري،پريشان عالمي

سوختم در چاه صبراز بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغست از حال ما کو رستمي

در طريق عشقبازي امن وآسايش بلاست
ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي

اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست
رهروي بايد جهان سوزي نه خامي بيغمي

آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست
عالمي ديگر ببايد ساخت وز نو آدمي

خيز تا خاطر به آن ترک سمر قندي دهيم
کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي

گريه ي حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
کاندرين دريا نمايد هفت دريا شبنمي

* دوستت دارم حافظ . همیشه فال هات واسه من نامبر وان بوده!

Tags:

این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای جنگی که بود  برای تن های تکیده در لباسهای خاکستری برای آرامش مادرانم در آوار بمب  برای هیجان پدرانم در آشوب مرگ . این همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم برای آفتابی که بی نیاز از دلیل بود .

از جنگ که برگشتم پیراهن خاکستریم را آویختم به دیوار خاطرات و به زندگی با مردمی سلام گفتم که عطر شناسنامه هایشان در مشام جانم بود و اسمم در میان اسمهایشان بالید و کم کم بزرگ شد .با گریه هایشان گریستم و با خنده هایشان خندیدم .

و امروز کنار من بودی و بی گناه سیلی خوردی از کسی که لباس خاکستری مرا پوشیده بود مقابل چشم حیرت زده ی من سیلی خوردی در بی پناهی و ناچاری وخدایی که تنها دوستت بود دید که بی گناه سیلی خوردی از حشره ای که در لباس من خزیده بود همان لباسی که من به دیوار خاطراتم آویخته بودم.

و آن لحظه اندیشیدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلایی چنین نمی شد.

پسرم

به تن های تکیده ای که در لباس من سالهای پیش جنگیدند شک نکن . به قهرمانان قصه های من شک نکن . به رودخانه های خون آلود اروند و کارون شک نکن  به تن های مجروح تنگه ی چزابه شک نکن به بدنهای خاک آلود دشتهای مهران شک نکن  فقط  به حشره ای شک کن که در لباس من خزیده بود .

از اشعار و ترانه های عبدالجبار کاکایی

25
Jun

سبز - تقدیم به سرکوبگران

   Posted by: admin   in Uncategorized

تو به خود نگاه می کنی

آينه سياه می کنی

پرده بر ترانه می کشی

پنجره تباه می کنی

من ، ستاره آه می کشم

دست روی ماه می کشم

نوازشِ نسيم می کنم

روی شب نگاه می کشم

تو، با گلوله و من، با گل

تو، با شليک و من، با آواز

تو، زردِ نفرت، کبودِ کين

من، سرخِ عشق و سبزِ پرواز

کسبِ تو، قتلِ گل و شبنم

اعدامِ باد و نور و دريا

کارِ من کشتِ چراغ و دف

تيمارِ رنگ و رقص و رويا

ميعادگاهِ ما

انسان و آبادی

تاريخِ آينده

ميدانِ آزادی!

(احمد جنتی عطایی)

Tags: , , , ,

17
Jun

فریب

   Posted by: admin   in Uncategorized

همیشه وقتی سرگذشت کسانی که تو زندگی شون فریب هایی خوردند رو می شنیدم، مثلا فلان کس سند خونه اش رو داده به دوستش تا بره باهاش وام بگیره و بزنه به یک درد زندگی اش ولی رفته خونه شو به 5 نفر فروخته! یا فلان دختر با هزار قول و وعده با فلان پسر ازدواج کرده ولی الان می گه که گول خوردم و فریب خوردن و … . با خودم می گفتم: “اِ مگه میشه گسی به این راحتی فریب بخوره؟ مگه میشه یک کسی به این راحتی فریب بزنه؟ مگه اونی که فریب می ده یکی دیگه رو انسانیت نداره؟ مگه اونی که فریب خورد عقل نداشت؟ فکر نداشت؟ نمی تونست قبلش خوب بشینه فکر کنه؟ ای بابا حقشونه این کسایی که گول می خورند. “.

حالا خودم هم شدم مثل یکی از اون میلیون ها نفری که گول خورده اند از اول خلقت تا به الان. من برای تغییر رفتم رای دادم، برای اینکه برام مهم بود که چه کسی داره کشورمو اداره می کنه، فکر می کردم رئیس جمهور کشورم حداقل 10% قدرت این کشور دستش باشه ولی، نه فهمیدم که اینطوریام نیست، یک کسی دیگه هست که 100% قدرت دستش است. پس یعنی میگی من گول خوردم؟ منم شدم مثل همونی که سند خونه اش رو داد به دوستش … ؟

آره من “فریب خوردم”، مثل شما، مثل 30 میلیون کسی دیگه که رفتن به احمدی نژاد “نه” بگن. “نه” شون “بله” تعبیر شد به نفع احمدی نژاد و نظام! یکی از دوستانم خیلی سعی می کرد که متقاعد کنه همه رو که رای ندن. می دونم که آخرش نتونست و از 100% کسانی که خواست متقاعدشون کنه 98% رفتن رای دادن ولی … . اونها رفتن رای دادن که تغییر ایجاد بشه، اونها رفتن رای دادند که احمدی نژاد نباشه، ولی احمدی نژاد رو که موندوندند! هیچ، رای من و تو رو هم دزدیدند حالا دارند باهاش پُز می دند!

بله من “فریب خوردم”، شناسنامه من به مهر حقه و دروغ ننگین شد و این لکه ننگ تا سالیان سال آزارم خواهم داد. نمی خوام احساسی صحبت کنم مثل خیلی ها که شنبه شب به من زنگ می زدند که “من دیگه رای نخواهم داد”، می خوام بگم که تا زمانی که دموکراسی کامل در کشورم برقرار نباشه و بدونم حق هیچ وقت پایمال نمیشه و همیشه حق به حق دار خواهد رسید حتی اگر به ضرر حاکمان وقت باشه، تا آن زمان “دیگر هیچ گاه رای نخواهم داد”!

Tags: , , , , , , , , , ,

حضور سبز

حضور سبز

آقای ا.ن. اینها خس و خاشاک هستند؟ یا اونهایی که آورده بودیشون میدون ولی عصر به زور تراول و پول و سیب زمینی و غذا ؟ اتوبوس اتوبوس از دهات و روستاها آورده بودی؟ هر کسی که نگاه می کرد قیافه ها رو می دید می فهمید تهرانی نیستندو تهرانی که چه عرض کنم شهری نیستند. خجالت بکش رای ما رو دزدیدی با ما رای ما پز می دی.

Tags: , , , , ,

توضیح : انتشار این بیانیه به منظور تائید آن توسط بنده نیست و فقط برای آگاهی عموم در اینجا قرار می دهم.

بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏(لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم )‏

‏ملت شريف و مظلوم ايران
‏ ‏ضمن سلام و تحيت - در روزهاى اخير شاهد تلاش و حضور پرشور و‏ ‏ايثارگرانه شما برادران و خواهران عزيز و بزرگوار، از زن و مرد، پير و جوان و‏ ‏تمامى اقشار در صحنه تبليغات انتخابات دوره دهم رياست جمهورى‏ ‏بودم .
‏ ‏در اين ايام قشر جوان با روحيه اميد و براى رسيدن به خواسته هاى به حق‏ ‏خود به صحنه آمدند و شب و روز براى روز موعود لحظه شمارى كردند، و‏ ‏اين فرصت بسيار مناسب و خوبى براى مسئولين نظام بود تا موقعيت را‏ ‏مغتنم شمرده و بتوانند بهترين رابطه دينى ، عاطفى و ملى را با قشر عظيم‏ ‏نيروى جوان و بقيه اقشار برقرار نمايند.

‏ ‏اما متأسفانه از اين بهترين فرصت بدترين استفاده شد. با اعلام نتايجى كه‏ ‏هيچ عقل سليمى آن را نمى پذيرد و بر اساس شواهد موثق تغييرات‏ ‏عمده اى در آراى مردم داده شده است و به دنبال آن در پى اعتراض برخى از‏ ‏اقشار مردم به اين نحو عملكرد، در جلوى چشم همين مردم كه بار سنگين‏ ‏پيروزى انقلاب و هشت سال جنگ تحميلى را بر دوش خود حمل نمودند و‏ ‏با دست خالى در برابر گلوله هاى رژيم شاهنشاهى و توپ و تانك دشمن‏ ‏مقاومت كردند، و در جلوى چشم جهانيان و در حضور دوربين هاى‏ ‏خبرنگاران داخلى و خارجى به جان فرزندان اين مردم و اين مملكت افتاده‏ ‏و با شدت و خشونت كامل با زنان و مردان بى دفاع و دانشجويان عزيز‏ ‏برخورد كرده و آنها را سركوب و مضروب و دستگير نمودند; و اينك به دنبال‏ ‏تسويه حسابهاى سياسى ، با فعالان و انديشمندان و روشنفكران بر آمده و‏ ‏عده كثيرى را كه بعضا از مسئولين بلند مرتبه نظام جمهورى اسلامى بوده اند‏ ‏بى جهت دستگير و بازداشت مى‎كنند.

‏ ‏اينك بر وظيفه دينى و ملى و بر اساس آيه شريفه (و ذكر فان الذكرى تنفع‏ ‏المومنين ) و نيز با هدف خيرخواهى و آرزوى اصلاح امور، چند نكته را تذكر‏ ‏مى‎دهم :

‏1 - ويژگى يك حكومت مقتدر - چه اسلامى و يا غير اسلامى - آن است كه‏ ‏بتواند ديدگاههاى موافق و مخالف را مورد توجه قرار دهد و با شرح صدر كه‏ ‏شرط لازم حاكميت است همه اقشار حق مخالفين فكرى و سليقه اى خود را‏ ‏جذب و در امر حاكميت سهيم نمايد، نه اينكه آنان را به كلى طرد نموده و‏ ‏روز به روز بر تعداد آنان بيفزايد. من به خاطر موسوم شدن حاكميت به‏ ‏حكومت دينى خوف آن دارم كه كارها و اعمال مسئولين در نهايت باعث‏ ‏ضربه به دين و موجب خدشه در اعتقادات مردم گردد.

‏ ‏2 - در رابطه با اوضاع كنونى و مسائلى كه پس از انتخابات اخير به وجود‏ ‏آمده و بسيارى از مردم دچار تحير و بدبينى شده اند و بر اساس آموزه هاى‏ ‏دينى و اخلاقى ، از حاكمان و مسئولين مربوطه توقع دارند در چنين امر‏ ‏مهمى كه حفظ حقوق عامه مردم است و در آن نمى توان به اصالت برائت‏ ‏تمسك كرد بلكه بايستى از طريق معتبر و مرضى الطرفين و بى طرف ،‏ ‏امانتدارى حاكميت و دست اندركاران آن احراز گردد. در چنين شرايطى‏ ‏انتظار آن است كه حاكميت پاسخى مقبول و معقول بدهد و با روشهاى‏ ‏صحيح ، بدبينى و شك و شبهه مردم را برطرف نمايد; كه در غير اين صورت‏ ‏موجب بى اعتمادى بيش از پيش مردم به حاكميت شده و مشروعيت نظام و‏ ‏منتخب آن زير سوال رفته و اعتبار آن مخدوش خواهد شد. بارها تذكر داده ام‏ ‏كه آراء ملت امانتهاى مردمى و الهى هستند و حاكميتى كه بر اساس تصرف‏ ‏در آراء باشد هيچ نحو مشروعيت دينى و سياسى ندارد.

‏ ‏3 - از همه مردم به ويژه جوانان عزيز تقاضا مى‎شود كه حق خواهى خود را‏ ‏همراه با صبر و متانت دنبال كنند و با كياست و هوشيارى درصدد حفظ‏ ‏آرامش و امنيت كشور و پرهيز از هرگونه خشونت و كارهايى باشند كه چهره ‏ ‏آنان و نيز خواسته مشروع و قانونى شان را مخدوش مى‎نمايد و بهانه به‏ ‏دست افراد معلوم الحالى مى‎دهد كه خود را در ميان مردم جا زده و با ايجاد‏ ‏اغتشاش و تخريب و آتش زدن اماكن شخصى و عمومى ، قصد ايجاد فضاى‏ ‏رعب آور و امنيتى كردن كشور را دارند. لازم است ضمن حضور آگاهانه و با‏ ‏هوشيارى كامل اجازه دهند تا كانديداهايى كه حقشان تضييع شده كار‏ ‏قانونى خود را دنبال نمايند.

‏ ‏4 - به همه مسئولان و دست اندركاران و همچنين به مأمورين نظامى و‏ ‏انتظامى توصيه مى‎كنم دين خود را حفظ و آن را به دنياى ديگران نفروشند و‏ ‏توجه كنند كه عبارت “المأمور معذور” در پيشگاه خداوند متعال به هيچ وجه‏ ‏پذيرفته نيست . جوانان معترض را فرزندان خود دانسته و از برخوردهاى‏ ‏خشن و غير انسانى دست برداشته و با عبرت از سرنوشت گذشتگان ، بدانند‏ ‏كه دير يا زود عاملين ظلم به مردم از كيفر و عقوبت دنيوى و اخروى مصون‏ ‏نخواهند بود. در اين زمان نمى توان با سانسور و قطع و محدود نمودن‏ ‏امكانات ارتباطى حقايق را از ديد مردم پنهان نمود.
‏ ‏در خاتمه از خداوند متعال توفيق همگان را در خدمت به اسلام و مسلمين ،‏ ‏و نيز عزت و سربلندى ملت عزيز ايران را مسألت مى‎نمايم .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏26 خرداد 1388‏
‏حسينعلى منتظرى

موسوی با انتشار بیانیه‌ای گفته است که مبارزه خواهد کرد. او در این مورد که چگونه مقاومت خواهد کرد، گفته که «به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده‌ آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد».

در ابتدای صبح روز شنبه ( ۲۳ خرداد) شایع شده بود که میرحسین موسوی را در سر راهش برای دیدار با سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بازداشت کرده‌اند. بر پایه‌ی اطلاعات به دست آمده توسط گزارشگران دویچه‌وله خبر مبنایی نداشته جز نگرانی‌ای که اکنون در تهران در همه جا، بویژه در نزد فعالان سیاسی محسوس است.

پس از آن خبر آمد که موسوی قصد گذاشتن کنفرانس مطبوعاتی دارد. در این فاصله بیانیه‌‌ی او در اعتراض به نتایج اعلام‌شده انتخابات منتشر شده است.

بیانیه‌ی موسوی

در این بیانیه، مقاماتی از رژیم که مستقیما مورد انتقاد قرار گرفته و “شعبده ‌بازی انتخاباتی” به آنها نسبت داده شده «دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما» هستند.

در بیانیه آمده است:

« نتایجی که برای دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت آور است. مردمی که در صف های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌دانند که به چه کسی رای داده اند، با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.»

موسوی در این بیانه گفته است که تسلیم این «صحنه‌آرایی خطرناک» نخواهد شد. او در این مورد که چگونه مقاومت خواهد کرد، گفته است که «به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد».

موسوی در ادامه‌ی بیانیه‌خود، بدون ذکر نام خامنه‌ای، ولی فقیه حکومت اسلامی، نوشته است: «به مسئولان،  توصیه می‌‌کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست.»

موسوی همچنین خطاب به مردم نوشته است که «با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره‌ی آن را آلوده است مبارزه می‌کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.»

18
May

امان از دست خانم ها!

   Posted by: admin   in Uncategorized

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربهیی به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشهزار رفت که ناگهان با صحنه یی روبه رو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار شده بود. قورباغه رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده میکنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده میکنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من میخواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر میشود و ممکن است چشم زنهای دیگر به دنبالش بیافتد و تو او را از دست بدهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او به جز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من میخواهم ثروتمندترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمندتر میشود و ممکن است به زندگیتان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ میخواهم به یک حملهی قلبی خفیف دچار شوم!

نکته ی اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس با آنها درگیر نشوید.

* پینوشت یک: قابل توجه خوانندههای خانم؛ اینجا پایان این داستان بود!

* پینوشت دو: قابل توجه خوانندگان آقا؛ برید پایین را بخوانید و حالشو ببرید!

.
.
.
.
.
مرد دچار حملهی قلبی ۱۰ برابر خفیفتر از همسرش شد!!

منبع: یادداشتهای یک روزنامهنگار کلیبری

————————————-
پ ن : این پست همینجوری بود و copy اند paste ای بیش نبود.
پ ن2: دوستان عزیز من در Facebook عضو هستم و در آنجا گه گاهی پست می ذارم، اگه دوست داشتید عضو بشید بد نیست.

12
Apr

Tell me why

   Posted by: admin   in Uncategorized

خیلی قشنگ و تاثیرگذار هست. :(

28
Mar

تحقیر به سبک ایرانی

   Posted by: admin   in Uncategorized

امروز برای اولین بار در سال 88 ورزشگاه آزادی میزبان بازی ای بود که خیلی هامان گمان نمی کردیم آخرش این مدلی شود. از لحظه اول این بازی با دیدن 100 هزار تماشاچی در ورزشگاه آزادی، و خوب بودن زمین و زمان و … به خود کمی بالیدم.

اما این بالش با ورود ریاست محترم!! جمهور رنگ و بوی تازه گرفت تا اینکه تلویزیون به جای آنکه به صحنه های بازی بپزدازد به تبلیغات ریاست جمهوری پرداخت. و به جای آنکه بیشتر زمین سبز ورزشگاه را ببینیم چهره بانمک رئیس جمهورمان را دیدیم. بگذریم. اما امروز من، تو و همه ایرانی ها تحقیز شدیم، آن هم در مقابل اعراب.

برای من خیلی سخت بود حقیقتا، نه به خاطر اینکه ممکن است به جام جهانی نرویم بیشتر به خاطر اینکه به عرب ها باختیم. شاید اگر به جای عربستان مالدیو بود الان خیلی ناراحت نبودم. این آقای اسطوره خان علی دایی پر رو و تیم شهرداری رئیس جمهور عزیز! که اکنون در تمام بخش های دولتی رخنه کرده اند (منظورم همین مردک علی آبادی است دیگه) مسئول مستقیم این تحقیر اسف بار هستند. یک کارندان در پست رئیس ورزش ایران و یک بی تجربه در پست سر مربی تیم ملی فوتبال ایران.

در این کشور چه خبر است؟ چرا ما کاری نمی توانیم بکنیم. آنقدر آشفته است وضع و حال این مملکت که حتی افسوس هم نمی شود به حال آن خورد. در یک جمله باید بگم ننگین  ترین دولتی که تا کنون دیده ام، حتی در کشورهای دیگر همین دولت مردمی، پارتی باز، دورو و … همین آقای رئیس جمهور است.

بدا به حال ما که امروز به دست دولتی که توسط عده ای عوام بر سر کار آمده اند، جلوی عرب ها تحقیر شدیم، تا آنها در ایران جشن پیروزی بگیرند.

در آخر هم خطاب به علی دایی؛ آقای دایی محترمانه می گویم از تیم ملی کناره گیری کن تا بیش از این آبروی خود و ایران را نبردی و همینطور آقای علی آبادی مطمئن باش روزی فرا خواهد رسید که در مقابل این مردم خشمگین و ناراضی پاسخگو باشی، آن روز، زود می آید.